کسی که هرگز نیست
خط ِخاطره . . . زمزمه هایی برای پاییز كسی كه هرگز نيست پيش از آنكهنگاهمان به هم گره بخوردبغض‌هايمان به هم پيچيد.من از تويی كه بايد... نيستتو از منی كه ديگر هيچ... و چه تنهايی عميقی‌ستدوست داشتن كسیكه هرگز نيست.پویا جمشیدی |+| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۷ساعت 13:58&nbsp توسط پویا | دربا...
وبلاگ اصلی من "خط نوشته ها" khatneveshteha.blogfa.com هست...که کلیه سروده هایم در سایت شعر نو را شامل میشود . . .  نوشته های کوتاهم را که غالبا روزانه هست را ابتدا در وبلاگ "دوخطی" مینوشتم که چون گاهی باز نمیشد ، به اینجا نقل مکان کردم .. . و در آخر اینکه . . . تصویر برداری از نوشته های من با ذکر نا...
کاش از اول نیامده بودی
«آدم میتونه یهنفر رو از دور تا بینهایت دوست داشته باشه. اما وقتی یهبار خاک تنش رو لمس کنه، دیگه آدم قبل نیست. دیگه نمیتونه فراموشش کنه. وقتی یه نفر آغوشش رو ازت پس میگیره، یعنی تو رو به جهنم خاطرات تبعید کرده. میتونی ببخشیش؟ نه. میتونی با
كسی كه هرگز نيست
پيش از آنكهنگاهمان به هم گره بخوردبغضهايمان به هم پيچيد.من از تويی كه بايد... نيستتو از منی كه ديگر هيچ... و چه تنهايی عميقیستدوست داشتن كسیكه هرگز نيست.پویا جمشیدی |+| نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۷ساعت 13:58 توسط پویا |
آدما نمیان که بمونن
رسیدن قدم اول رفتنه. آدما نمیان که بمونن، اونا میان که بهت برسن و ازت بگذرن. وقتی خیالشون از بودنت راحت بشه، وقتی داشتنت رو تجربه کرده باشن، دیگه دلیلی برای موندن ندارن. آدما نمیان که بمونن. فقط میخوان یکبار بهت رسیده باشن. #پویا_جمشیدی #سوفیا_دختری_که_نداشتم
آغوشت را به یاد میآورم
گفت: تنهایی شبیه خیابانی یکطرفه است که هر چقدر پیش میروی، از آنسو هیچکس به استقالت نمیآید. تنها که میشوم، آغوشت را به یاد میآورم. هیچکس به غیر از تو نمیتواند به من امنیت بدهد.»#پویا_جمشیدی #گفت
فصل فراموشی
یه فصلی توی روابط همهی آدما هست که بهش میگن «فصل فراموشی»، که نه میشه جلوش رو گرفت، نه میشه به تاخیرش انداخت. فقط باید باهاش کنار اومد. #پویا_جمشیدی #سوفیا_دختری_که_نداشتم
پاییز بوی تورا می دهد هنوز
تو می خواستی بروی..من می خواستم بمانی..باورمی کنی یانه!؟نمی دانم..دلم برایت تنگ می شودوقتی هوا می گیردباران می زندبرگها می افتندکوچه باشد یا خیابان..شهر یا زندانفرقی نمی کنددلم برایت تنگ می شود.*حواست به نبودنت هست یا نه!؟نمی دانمکمی شکسته تر ش
منتظرترین آدمِ دنیا
سالها پیش خونهی ما یه اتاق پشتی داشت که تقریبا متروکه بود. داخل اتاق یه سری خرت و پرت خاک گرفتهی قدیمی روی هم تلنبار شده بود. از اونجایی که خیلی خنک بود پشت پنجره ردیف به ردیف ترشی و مربا چیده شده بود. توی اتاق یه کمد دیواری نسبتا بزرگ بود
حواست نیست + دکلمه
افتادهام در ابتدای كوچهای بن بستاز دست دارم میروم، اصلا حواست هست!؟.بیرون زدم از خاطراتت برف میآمدمن گریه كردم آخر این قصه را باید.بعد از تو فکر روزهای آخرم باشمبعد از تو فكر ضجههای دفترم باشم.بعد از تو چشمم دفترم را آبیاری كردبعد از تو
آدما نمیان که بمونن
رسیدن قدم اول رفتنه. آدما نمیان که بمونن، اونا میان که بهت برسن و ازت بگذرن. وقتی خیالشون از بودنت راحت بشه، وقتی داشتنت رو تجربه کرده باشن، دیگه دلیلی برای موندن ندارن. آدما نمیان که بمونن. فقط میخوان یکبار بهت رسیده باشن. #پویا_جمشیدی #سوفیا_دختری_که_نداشتم
هنوزم...
من باید بین خودم و اون یه نفر رو انتخاب میکردم، اینکه هر روز و هر روز کمرنگ و کمرنگتر شدم، اینکه یه گوشه نشستم ازش برای خودم خیالبافی کردم، یعنی برام مهم بود، یعنی زندگیش برام اهمیت داشت، یعنی اون رو انتخاب کردم. گاهی باید آرزوهات رو بگیری دستت، غمهات رو بذاری روی شونهات و تنهاییت رو به دندون بکشی و...
برگشتنی وجود نداره
هیچکس رو نمیشه به زور نگه داشت، آدم نمیتونه کسی رو به زور نگران خودش کنه. گاه باید یه گوشه بشینی و به تلخترین اتفاق زندگیت لبخند بزنی. نه برای اینکه از افتادنش راضی هستی، نه! فقط به این دلیل که زورت به زندگی نمیرسه. توی بعضی از رفتنها، برگشتی وجود نداره. #سوفیا_دختری_که_نداشتم #پویا_جمشیدی